بازار هدف

[vc_row]

[/vc_row]

اولین و مهمترین قدم برای هر کار و کسب شناخت بازار هدف است؟

اولین و مهمترین قدم برای هر کار و کسب شناخت بازار هدف است؟

نکته بسیار حیاتی برای هر کار  و کسبی این  استکه بدانیم قرار است به چه  افرادی ما محصول  خود را ارایه کنیم. چون:

  • اگر ندانیم که محصول ما به درد چه کسانی میخورد دچار مشکلات بسیار زیادی از جمله هزینه تبلیغات زیاد میشویم
  • اگر ندانیم که محصول ما برای چه کسانی مناسب  و فیت است زمان بسیار بسیار زیادی را از دست خواهیم داد
  • اگر فکر کنیم که میتوانیم تمام مردم را درگیر محصول و کالای خود کنیم به احتمال زیاد ورشکسته خواهیم شد
  • در عصر ارتباطات مردم به دنبال افراد فوق تخصص و محصولات تخصصی میگردند بنابراین یک محصول عمومی طالب زیادی ندارد
  • قیمتی که میتوانید برای یک محصول تخصصی برای یک بازار  تخصصی بگیرید بسیار بیشتر از یک محصول عمومی و شبیه بقیه است
  • بنابراین بیاید اول انواع بازار را بشناسیم و  بعد بازار هدف خود را انتخاب کنیم

انواع بازار از نظر مصرف کنندگان:

حداقل 4 نوع بازار را برای هر نوع کالا و خدمات میتوان در نظر گرفت:

بازار هدف

بازار هدف

1- بازار بالقوه:

potential market این بازار شامل تمام افرادی است که ممکن  است به کالا و خدمات ما علاقمند باشند و روزی مشتری ما باشند و یا اینکه محصول ما با افکار و اصول وفرهنگ آنها مغایرت نداشته باشد. دو مثال:

1-بازار بالقوه ماشین بنز در ایران 90درصد است. یعنی 90 درصد مردم ایران علاقمند هستند که ماشین بنز داشته باشند

2-خوردن سوسک و حشرات در بعضی کشورها بسیار رایج است ولی این کار در کشور ما کاری متنفر کننده است. پس اگر یک رستوران در ایران تاسیس شود که حشرات را سرو کند احتمالا مشتریان بالقوه ان 2 درصد باشند

بازار آماده (Available market):

این بازار زیر مجموع بازار بالقوه محسوب میشود و شامل کسانی است که علاوه  بر اینکه به محصول ما علاقمند هستند  امکانات لازم برای تهیه این محصول ما را هم دارند.

این امکانات میتوانید شامل پول کافی برای خرید و زمان کافی برای خرید کردن و… باشد

یعنی ممکن است  که 90 درصد مردم ایران دوست داشته باشند که بنز داشته باشند ولی موضوع مهم این استکه آیا پول خرید یک بنز را هم دارند یا نه. اگر ندارند پس بازار هدف ما  نیستند.

یا اینکه ما محصولاتی داریم که مشتری بالقوه دارد و این مشتری پول خرید محصول ما را هم دارد ولی به علت دوری فروشگاه ما و نداشتن زمان کافی نتواند از ما خرید کند . پس این مشتری هم بالقوه است ولی آماده نیست

 

وقتی که این بازار  را شناختیم با اقداماتی میتوانیم این مشتریان را ترغیب به خرید کنیم مثل:

  1. تغییر قیمت محصول
  2. تغییر مکانی یک فروشگاه(برای دسترسی بهتر)
  3. درست کردن یک سایت برای دسترسی  بهتر مشتریان
  4. درست کردن یک اپلیکیشن برای دسترسی بهتر مشتریان
  5. تغییر دادن شرایط پرداخت مشتری از نقدی به اقساط بلند مدت

3- بازار هدف (Target market):

بازار هدف بخشی از بازار آماده است که ما برای عرضه کردن محصول  خود آنرا انتخاب میکنیم.

مثال من یک شرکت تولید کننده دوغ هستم و مشتریان بالقوه و آماده من تمام کسانی  هستند که در کشور ایران زندگی میکنند و توان خرید محصول مرا هم دارند . ولی موضوع این استکه من اینقدر بودجه تبلیغاتی  ندارم که بتوام به همه آنه اطلاع بدهم که من این دوغ را دارم.

بنابراین می  آیم بر اساس  بودجه که دارم یک استان را برای شروع انتخاب میکنم و آنها رابه عنوان بازار هدف خودم انتخاب میکنم و از تبلیغات تلوزیون استان استفاده میکنم.

مثال دیگر: من یک فروشگاه پیتزا فروشی در تهران تاسیس کرده  ام و مشتریان آماده من 80 درصد شهروندان این شهر هستند. موضوع این استکه من ظرفیت ارایه خدمات به همه را ندارم بنابراین یک منطقه خاص را انتخاب میکنم تا هم غذای خوب  بدهم و هم به سرعت غذا را به مشتری برسانم و افراد این منطفه مشتریان هدف من هستند که آنها را خودم انتخاب کرده ام.

4- بازار تحت نفوذ ( penetrated  market):

بازار تحت نفوذ بازاری است که هم اکنون مشتریان من هستند و از محصولات( کالا و یا خدمات) من استفاده کرده اند .مثال فروشگاه پیتزا برای بازار تحت نفوذ: افرادی هستند که جزو مشتریان هدف یاز بازار هدف من هستند و تاکنون حداقل یک بار از من پیتزا خریداری کرده اند.

شناخت بازار هدف بسیار مهم و ارزشمند است
با شناخت بازار هدف خود با کمترین هزینه به آنها دسترسی خواهیم داشت
بنابراین بسیار بسیار مهم است که  بازار هدف خود را درست انتخاب کنیم