اعتماد به نفس

 

چگونه اعتماد به نفس خود را به اوج برسانیم و از اعتماد به نفس پایین رها شویم.

بدون هیچ گونه شک و تردیدی، در زمانه ای که ما زندگی می کنیم، اعتماد به نفس بالا ، یکی از  دلایل موفقیت و خوشبختی هر فرد محسوب می شود. اگر شخصی اعتماد به نفس پایین داشته باشد، در بسیاری از امور شخصی و اجتماعی دچار عقب ماندگی و ضررهای جبران ناپذیری می شود که گاهی تمام زندگی شخص را تحت تاثیر خود قرار می دهد و او را از زندگی شاد و خوشبختی که  می تواند داشته  باشد دور و دورتر می کند.

 

در این مقاله مرجع که توسط تیم تحقیقاتی مجله آموزشی رازهای جوانی تهیه شده است، به صفر تا صد دلایل

اصلی داشتن یا نداشتن اعتماد به نفس می پردازیم و بعد به راه های درمان قطعی آن اشاره خواهیم کرد.

[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row]

عزت نفس چیست؟

اعتماد به نفس چیست؟

آیا هر دو یک معنا دارند و یا با هم متفاوت هستند؟

اعتماد به نفس , عزت نفس

 اعتماد به نفس چیست؟

اگر بخواهم یک تعریف خوب  از اعتماد به نفس به شما بدهم، میتوانیم کل موضوع را  در دو کلمه مهم خلاصه  کنیم:

“من می توانم”

من می توانم یعنی باور داشتن به توانایی ها و استعدادهای خود در شرایط مختلف اینکه ما بدانیم چه استعدادها و  توانایی هایی داریم و بتوانیم از آنها در مواردی که مورد نیازمان است بهره ببریم، تعریف خوبی از اعتماد به نفس است

 

چگونه اعتماد به نفس پایین خود را افزایش دهیم؟

اجازه  بدهید با یک مثال موضوع را کاملا بررسی کنیم:

  • فرض بفرمایید شما اضافه وزن دارید و می خواهید خوش اندام باشید، یکی از روش ها استفاده از گن است که شما با بستن گن به شکم خوش فرم تر به نظر خواهید رسید. ولی یک سوال مطرح است: آیا با بستن گن مشکل اضافه وزن شما حل شده یا نه؟
  • خوب مسلما نه. چون شما به صورت ریشه ای عمل نکردید. یعنی شما باید اول علت چاقی واضافه وزن خود را بیابید و بعد بهترین راه درمان را برایش پیدا کنید وگرنه با بستن گن ممکن است برای مدت محدود بتوانید چاقی خود را پنهان کنید ولی در نهایت مشکل هنوز حل نشده و جلوی چشم شماست.
  • برای حل مشکل نداشتن یا کمبود اعتماد به نفس هم باید اول ریشه ها و دلایل آن را پیدا کنیم و بعد با دانست علت، یک درمان خوب برایش داشته باشیم
  • در این مقاله هم به بررسی ریشه ها و دلایل خواهیم پرداخت و هم با معرفی یک محصول منحصر به فرد که نتیجه سال ها تحقیق روانشناسان و اساتید ایرانی و خارجی است به شما معرفی می کنیم بتوانید اعتماد به نفس خود را به  اوج برسانید

نتیجه اعتماد به نفس واقعی، رسیدن به راحتی و آسودگی خیال و فکر است به صورتیکه خودتان را بسیار قوی دانسته و خود را دارای قدرت مقابله و مواجه شدن با فراز و فرودهای زندگی میدانید و در نتیجه به زندگی شاد و خوشبخت و رویایی خود دست پیدا خواهید کرد.

1- اعتماد به نفس ارثی نیست.

اعتماد به نفس

یک دیدگاه کاملا اشتباه وجود دارد که اعتماد به نفس داشتن و یا نداشتن یک امر ژنتیکی است و هر کس پدر و مادرش اعتماد به نفس بالا داشته باشند به طور اتوماتیک فرزندانشان هم این خصوصیت را به ارث خواهند برد و برعکس هر کس که پدر ومادرش اعتماد به نفس پایین داشته باشد ،  به ناچار آنها هم همینطور خواهند شد.

این دیدگاه کاملا اشتباه است و نه تنها هیچ دلیلی برای اثبات آن وجود ندارد که خود ما شواهد بسیار زیادی را می بینیم که پدر و مادر دارای اعتماد به نفس بالایی هستند ولی فرزندان بسیار کم رو و خجالتی و گریزان از جمع هستند و یا برعکس پدر و مادری که این خصوصیت را به علت شرایط تحصیلی یا اجتماعی ندارند ولی فرزندانی بسیار با اعتماد به نفس دارند.

2- اعتماد به نفس اکتسابی است:

یک خبر بسیار خوب برای شما دارم. اعتماد به نفس امری کاملا اکتسابی است و همانطور که قبلا گفتیم به هیچ وجه جنبه ارثی و ژنتیکی ندارد. بنابراین هر انسانی در هر سطحی که باشد میتواند با مطالعه و انجام تمرینات موثر، اعتماد به نفس پایین خود را ارتقا داده و به اوج برساند.

در دوره:

 تمام آنچه را برای افزایش این خصوصیت لازم دارید به صورت جزء به جزء تعریف شده و تمریناتی طراحی شده که کمک های زیادی برای پیشرفت در این امر به شما خواهد کرد.

3- انگیزه لازم برای افزایش اعتماد به نفس را ایجاد کنیم.

افراد خیلی کمی وجود دارند که به صورت واقعی بخواهند اعتماد به نفس خود را افزایش دهند. زیرا بسیاری از آنها در این مورد اطلاعات کمی دارند و اصلا نمیدانند قادر به این کار هستند و بعضی افراد هم به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه از مزایای نداشتن آن بهرمند میشوند که در مورد آن صحبت خواهیم کرد.

موضوع مهم این است که بدانیم نیاز به یک انگیزه قوی برای کار داریم و این انگیزه باید به یک نیاز حیاتی تبدیل شود تا قادر به حرکت دادن ما شود.

این انگیزه میتواند از فکر در مورد موقعیت هایی که به علت نداشتن یا کمبود اعتماد به نفس از دست داده ایم حاصل شده باشد. مثلا:

  1. ضرر اینکه  شغل مورد نظر و مورد علاقه مان را به دست نیاورده ایم.
  2. ضرر اینکه با فردی که دوست داشتیم ازدواج نکردیم.
  3. ضرر اینکه در رشته تحصیلی مورد علاقه مان تحصیل نکردیم.
  4. ضرر اینکه  نمیتوانیم به دیگران نه بگوییم و فکر میکنیم به همین علت از ما سوء استفاده میکنند.
  5. و یا این انگیزه میتواند از فوایدی که در آینده میتواند نصیب ما شود ایجاد شود. مثلا:
  6. پیامدهای مثبتی که در زندگی شخصی خود خواهیم داشت.
  7. پیامدهای مثبتی که در زندگی خانوادگی خود خواهیم داشت.
  8. پیامدهای مثبتی که در کار  و شغل خود خواهیم داشت.
  9. پیامدهای مثبتی که در ارتباطات اجتماعی خود خواهیم داشت
  10. و…..

بنابراین باید انگیزه قوی داشته باشیم تا بتوانیم قدرت  لازم برای ایجاد تغییرات را در خودمان ایجاد کرده و آنرا ادامه دهیم و اعتماد به نفس پایین خود را به حد عالی برسانیم.

4- به خودتان برچسب منفی نزنید:

اعتماد به نفس

یکی از مهمترین مشکلات بسیاری از انسانها در امور مختلف زندگی شان، برچسب زدن است. این برچسب زدن در اکثر مواقع از حالت منفی آن انجام میشود و فرد به خود انواع برچسبهای منفی را میزند. مثل: من انسان ارزشمندی نیستم.من هیچ کاری را درست انجام نمیدهم. من آدم کم استعدادی هستم. من یک آدم احمق هستم. من همیشه کارهایی را انجام میدهم که باعث خنده دیگران و مسخره کردنم میشود. من آدم کم حافظه ای هستم. من ادم بی لیاقتی هستم.

توجه داشته باشیم، هر وقت که ما این قبیل برچسبها را به خودمان میزنیم در حقیقت داریم در آن لحظه از عزت نفسمان و بعد اعتماد به نفمسان کم میکنیم و با ادامه اینکار ضررهای جبران ناپذیری خواهیم خورد.

ما باید بیاموزیم که اگر میخواهیم به خودمان برچسبی هم بزنیم از نوع مثبت آن باشد که بتواند کمک به بهبود شرایط زندگی ما در تمام امور کند.

5- تعمیم منفی ندهیم:

ذهن انسان یک خصوصیت مهم دارد که در اکثر مواقع به ضرر فرد کار میکنید و این خصوصیت تعمیم دادن است. با این کار ذهن میخواهد کار خودش  را راحت کند و امور را به صورت قانون کلی درآورد.

  1. فرض کنید که مردی به همسرش خیانت میکند و خیلی از افراد وقتی این موضوع را میشنود،سریع آنرا تعمیم میدهند و میگویند همه مردها خیانتکار هستند.
  2. یا به یک شهر مسافرت کردیم و راننده تاکسی به نظر خودمان از ما پول زیادی گرفته است. حالا ذهن ما آنرا تعممیم میدهیم که در این شهر همه راننده تاکسیها بی انصاف هستند.

ذهن ما همین قانون را برای خودش هم بکار میبرد. یعنی اگر بعضی مواقع موضوعی را به یاد نمی آوریم، آنرا تعمیم میدهیم و میگویم من خیلی کم حافظه هستم.

به همین ترتیب اگر گاهی در جایی به علتی به کمبود اعتماد به نفس دچار میشویم،سریعا آنرا تعمیم میدهیم و میگویم: من کلا اعتماد به نفس پایین و کمی دارم.

باید بیاموزیم برای هر انسانی گاهی فراموشی پیش می اید ، گاهی  سطح اعتماد به نفس پایین می اید  و هر چیز دیگری اتفاق می افتد. مهم است که یاد بگیریم، آنرا تعمیم ندهیم که این موضوع خود باعث بیشتر شدن مشکل خواهد شد.

دوره آموزشی افزایش اعتماد به نفس و تقویت عالی آن

6- مقایسه خود با دیگران ممنوع:

اعتماد به نفس امری کاملا درونی است و معنای آن باور و احساس من می توانم است.

این باور و احساس هنگام به عهده گرفتن یا حین انجام کار باید وجود داشته باشد و موضوعی کاملا درونی است. یعنی فارغ از اینکه دیگران هم قادر به  انجام آن کار هستند و آیا این  کار را بهتر یا بدتر یا هم سطح ما انجام میدهند

و اصلا نباید وارد مقایسه خود با دیگران شویم چون این موضوع یک امر کاملا درونی است و من بر اساس باور و احساس های خود عمل میکنم

وقتی که شما برای این موضوع وارد مقایسه با دیگران میشوید بر اساس شرایطی که در آن قرار دارید، اعتماد به نفساتان هم یویو وار بالا و پایین خواهد رفت. یعنی وقتی افرادی را میبینید که توانایی شما را برای انجام کاری ندارند، ناخود اگاه حس غرور به شما دست میدهد و اگر در همان کار افرادی راببینید که از شما بهتر و عالی تر آن

فعالیت را انجام میدهند، دچار کاهش اعتماد به نفس خواهید شد. بنابراین  مقایسه خود با دیگران ممنوع است و

ملاک فقط باورها و احساس من میتوانم خودمان است.

7- اعتماد به نفس بالا و ارزشمند یعنی:

باور و احساسی کاملا درونی که  به ما میگوید:

من میتوانم رشد کنم و در مسیر موفقیت قرار داشته باشم.

من میتوانم با وجود موانع در مسیر، بر آنها غلبه کنم و موفق شوم.

• من میتوانم یک انسان مستقل باشم و به توانایی های خودم تکیه کنم.

من میتوانم ضعف هایی که دارم را شناسایی کنم و در مسیر اصلاح آنها قدم بردارم.

من میتوانم وقتی کاری را به عهده میگیریم، تمام تلاشم را برای موفقیت در آن به کار گیرم.

من میتوانم احساسات منفی در طول مسیر حرکتم را مهار کنم و آنها را تبدیل به احساسات مثبت کنم.

من میتوانم در مسیر کار و زندگیم ثابت قدم باشم و طوفانهای زندگی مرا از مسیری که انتخاب کردم، منحرف نکنند.

من میتوانم……..

8- از مزایای نداشتن اعتماد به نفس استفاده نکنید:

شاید در نگاه اول این جمله کمی تعجب آور باشد و از خودتان بپرسید مگر نداشتن اعتماد به  نفس مزایایی دارد که شما میگویید از مزایای آن استفاده نکنید.

بله در ظاهر مزایایی دارد که بعضی از افراد به خوبی از آن استفاده میکنند. مثلا در یک  محیط کاری دو نفر در یک اتاق کار میکنند و در اداره یکی از آنها را فردی با اعتماد به نفس عالی میدانند که هر کاری که به او واگذار شود، به صورت عالی انجام میشود و برعکس فردی که او را انسانی بدون اعتماد به نفس و ضعیف به حساب می آورند.

حالا اگر قرار باشد کاری کمی مهم یا مهم را به یکی از این دو نفر واگذار کنند، به نظر شما به کدامیک خواهند سپرد.

حتما به شخصی که فکر میکنند، میشود به او اطمینان کرد و انسان با اعتماد به نفسی است. به مرور زمان شخص دوم یاد میگیرد که نداشتن اعتماد به نفس مزایای زیادی دارد و در نتیجه هر روز بیشتر در این چاه فرو میرود.

غافل از اینکه هر چه بیشتر از مزایای نداشتن اعتماد به نفس استفاده کند، کم کم و واقعا سطح اعتماد به نفس و ارزشمندیش نزد خودش و دیگران پایین می آید و بعد از مدتی واقعا یک انسان کوچک و غیر قابل اطمینان خواهد شد.

9- بدنبال تایید گرفتن از دیگران نباشید:

اعتماد به نفس

اعتماد به نفس

به این داستان توجه کنید: سارا دیروز حدود 4 ساعت وقت گذاشته و تمام مانتو فروشی های شهر شان را زیر و رو کرده و در نهایت یک مانتو  که به نظرش زیبا وشیک بوده خریده است. امروز با اضطراب زیاد آنرا پوشیده و به سر کار رفته است.

او با حساسیت خیلی زیاد منتظر است که نظر دیگران در مورد مانتوی جدیدیش را بداند. اگر دوستان و همکارانش از مانتو او تعریف کنند، او حس و حال بسیار خوبی پیدا میکند و تا عصر حسابس شارژ است.

ولی اگر دوستان و همکارانش از مانتو جدید خیلی تعریف نکنند و یا خدایی نکرده بگویند: خوب است ولی اگه یکمی میگشتی شاید چیز بهتری هم پیدا میکردی. حال سارا خراب شده و تا عصر هم خراب باقی می ماند تا به خانه برگردد و مانتو را درآورد و برای همیشه کنار بگذارد.

 

این شرایط افرادی است که اعتماد به نفس کافی ندارند.

یکی از بارزترین خصوصیات این افراد این است که دائم به دنبال گرفتن تایید از دیگران هستند و در حقیقت برای  نظرات دیگران، ارزش بیش از حدی قائل هستند.

بطوریکه با کوچکترین حرف و نظر مثبت دیگران، بسیار دلگرم و خوشحال میشوند و با کوچکترین نظر منفی یا مخالفت یا انتقاد دیگران، به هم میریزند.

با این روش زندگی کردن مشکلات و دردسرهای زیادی دارد از جمله کاهش شدید اعتماد به نفس و وابستگی دائم به نظرات مثبت دیگران.

ملاک زندگی تان فقط و فقط خودتان و نظر خدای مهربان باید باشد. اگر یک مانتو را می پسندید و به نظرتان مناسب می آید، آنرا بخرید و توجهی به نظر دیگران نکنید. اگر این رشته دانشگاهی را دوست دارید به دنبالش بروید تا هم موفقیت بیشتری داشته باشید و همه بقیه عمرتان را با لذت زندگی کنید.

این کار نیاز به تمرین و تمرین دارد و بدانیم اگر میخواهیم اعتماد به نفس عالی داشته باشیم به هیچ وجه نباید وابسته به نظر دیگران باشیم. چون آنها هم انسانهایی هستند با مشکلات خودشان. مثلا امروز با همسرش دعوا کرده است و سرحال نیست یا کمی حسودی میکنید و یا هر چیزی دیگری که فکرش را بکنید.

پس منتظر تایید دیگران نباشید و با اعتماد به نفس به آنچه در زندگی به نظرتان درست است احترام بگذارید و آنرا انجام دهید. چون حتی اگر اشتباه هم بکنید میدانید انتخاب خودتان است و با یک انتخاب درست میتوانید راه درست را پیدا کنید.

10- از دایره امن خود خارج شوید :

همه انسانها برای امور مختلف خود دایره امن دارند.

دایره امن جایی است که فرد در آن احساس راحتی و آرامش و امنیت میکند.

مثلا من شغل نامناسبی در یک شرکت دارم که نه حقوق خوبی به من میدهند نه ساعت کاری مناسبی دارد و در همین مواقع یک پیشنهاد کاری به ما میشود. در این کار جدید حقوق بیشتر است و ساعت کاری کمتری دارد. فقط در اول کارشان هستند و کار کردن با آنها کمی ریسک دارد. اکثر افراد در این موقع ترجیح میدهند سرکار قبلی شان که دایره امن آنها محسوب میشود بمانند و ریسک نکنند.

یا فرد میخواهد وزن کم کند و لازمه این کار این است که با دوستان پرخور و چاقش، ارتباطش را کم کند یا قطع کند و به یک باشگاه برود و دوستان ورزشکار جدید پیدا کند تا به هدف خودش که لاغری است برسد. ولی ترجیح میدهید ریسک نکند و در دایره امن ارتباطات غیر مفیدش بماند ولی ریسک ارتباطات جدید را نپذیرد.

انسانها از زمان غار نشینی در معرض خطرات زیادی بوده اند و به همین خاطر همیشه به دنبال امنیت هستند و وقتی آنرا پیدا میکنند سعی میکنند به خوبی آنرا حفظ کنند و از دستش ندهند.

ولی موضوع اینجاست که برای رشد و تعالی در زندگی باید حتما بعضی مواقع از این دایره های امن خارج شد.

اگر میخواهیم با سود شویم باید از دایره امن خانه خارج و به مدرسه برویم.

اگرمیخواهیم دریک دانشگاه عالی درس بخوانیم باید از دایره امن شهرمان خارج شویم.

اگر میخواهیم لاغر شویم باید از دایره امن پرخوری و استراحت خارج شویم.

اگر میخواهیم ازدواج مناسبی داشته باشیم باید از دایره امن خجالتی بودن خارج شویم.

اگر میخواهیم ثروتمند شویم باید از دایره امن حقوق بخور و نمیر خارج شویم

و صدها مثال دیگر

خارج شدن از دایره امن، اهمیتی بسیار  زیادی در کسب و افزایش اعتماد به نفس دارد.

11- بدانید که شما آفریده شایسته خداوند هستید.

ما برای افزایش اعتماد به نفس خود باید بدانیم که در عالم خلقت یک آفریده استثنایی هستیم. ما تنها موجودی در دنیا هستیم که وقتی خداوند ما را آفرید به خودش تبریک گفت.

مغز ما با ویژگی های منحصر به فردش نمونه یک معجزه است.با وجود اینکه انسان در علم پیشرفت فوق العاده ای داشته است، هنوز هیچ کامپیوتری در جهان یک هزارم قدرت ذهن ما را ندارد.

قدرتی  که خداوند در اختیار ما قرار داده است، بی پایان است و اگر ما بخواهیم از این قدرت استفاده کنیم، میتوانیم خوشبخت زندگی کنیم و کمک کنیم دیگران نیز با خوشبختی زندگی کنند.

 

ولی متاسفانه بسیاری از انسانها به این قدرت پی نبرده و برای هر چیزی دست به دامان دیگران میشوند.

اجازه بدهید یک مثال برای شما بزنم. فرض بفرمایید پدر شما یک شخص بسیار پولدار و ثروتمند است. در بانک یک حساب با   میلیادرها تومان موجودی به حساب شما افتتاح کرده است و به رئیس بانک گفته: هر وقت فرزندم آمد و خواست از پولش استفاده کند.

ولی شما هر روز به بانک میروید و به جای استفاده  از پول خودتان، به رئیس بانک میگویید: میشه به من 100 هزار تومان وام بدید؟

شما هزاران استعداد دارید که خداوند در وجود شما قرار داده است. به جای گدایی کردن از دیگران، کمی فکر کنید و این استعدادها را بیابید و پرورش دهید و آینده زیبا برای خودتان درست کنید.

بعضی از این گدایی ها عبارتند از:

گدایی محبت از دیگران، گدایی توجه از دیگران، گدایی کار از دیگران، گدایی عشق از دیگران و صدها نوعی دیگر گدایی که ما انجام میدهیم.

از امروز بخواهیم که دیگر در هیچ موردی گدایی نکنیم و با کمی اندیشه به استعدادهای واقعی خودمان پی ببریم و قدم در راه پرورش آنها بگذاریم.

وقتی انسانی به ارزشهای خود پی ببرد به یک اعتماد به نفس عالی درونی خواهد رسید و دیگر نیازمند هیچ کس برای داشتن این حس درونی و عالی نخواهد بود.

یک دوره آموزشی منحصر به فرد: می خواهم اعتماد به نفسم را افزایش دهم

12- لطفا عاشق خودتان باشید تا اعتماد به نفستان به اوج برسد.

وقتی به ارزشمندی خود در این عالم پی میبریم  و  متوجه میشویم چه استعدادهای فوق العاده ای در وجودمان داریم.  وقت آن است که این همه استعداد را دوست داشته باشیم  و  با شکر گذاری قدردان آنها باشیم.

وقتی خودمان را به عنوان یک مخلوق بسیار شایسته دوست داشته باشیم  در حقیقت در حال تشکر از خداوند مهربان هستیم برای اینکه  این همه زیبایی را آفریده است.

وقتی که خودمان را دوست داشته باشیم  و به خودمان عشق بورزیم و ارزشهای درونی خود را شناخته و گرامی بداریم.

در آن صورت به صورت اتوماتیک، اعتماد به نفس بالایی خواهیم داشت.  میدانیم اگر بخواهیم، با استفاده از این قدرت و استعدادها در هر کاری موفق شویم  و ارزشمندی بیشتری نزد خود پیدا کنیم.

انسانی که خودش را دوست داشته باشد،  میتواند دیگران را دوست بدارد.  فرض بفرمایید من 10 میلیون تومان پول دارم  وشما از من میخواهید یک میلیون تومان به شما امانت بدهم .  در این حالت من قادر به انجام این کار هستم ولی اگر پولی نداشته باشم ،  به شما هم نمیتوانم پولی قرض بدهم.

اگر من عاشق خودم باشم،   میتوانم از این عشق به شما هم بدهم.  ولی اگر از درون عاشق خودم نباشم و خودم را ارزشمند ندانم،  نه ارزشی برای دیگران قائل خواهم بود  و نه میتوانم آنها را به صورت حقیقی دوست داشته باشم.

13- عاشق خود بودن با خودشیفتگی و غرور متفاوت است.

وقتی به دانشجویان اعتماد به نفس میگوییم   که خودتان را دوست بدارید و عاشق خودتان باشید،   بعضی از افراد حس بدی پیدا میکنند  و فکر میکنند آنها را توصیه به خودپسندی و غرور و خود شیفتگی میکنیم.

 

فرق بین خود شیفتگی و خویشتن دوستی چیست؟

خود شیفتگی یعنی اینکه فرد بر اساس یک برداشت غلط، طوری شیفته خودش میشود،   که خودش را از دیگران بالاتر میبیند و این موضوع به غرور و تکبر می انجامد.

در حالیکه در خویشتن دوستی شما خودتان را دوست دارید  و  در عین حال دیگران را نیز دوست دارید و  این یک حس درونی است و با آن خود را با دیگران قیاس نمیکنید  و  خودتان را از دیگران بالاتر محسوب نمیکنید.

 

نکته مهم این است که:

سر منشاء خود شیفتگی و غرور جهل انسان است،  که انسان را به سمت تکبر ،  تمسخر دیگران،  تحقیر دیگران می کشاند.

خویشتن دوستی،  از شناخت ارزشها و عظمت درونی بدست می آید  و  وقتی که ما به این ارزشها پی میبریم،  حاضر نخواهیم شد به سمت پستی و کارهای ناشایست ببریم.

بنابراین هرگز نگران این موضوع نباشید،  که اگر خودتان را دوست بدارید  و  عاشق خودتان و ارزشها و توانایی های خودتان شوید،  ممکن است دچار خود شیفتگی و غرور شوید.

به نظر من اگر انسان به ارزشهای خود واقف باشد،   هیچ نیازی ندارد که خود را با دیگران مقایسه کند و فکر کند از دیگران بهتر است یا از دیگران بدتر است.

چون میداند هر انسان برای خودش یک مخلوق منحصر به فرد است  و  تاکنون هیچ انسانی مثل او خلق نشده است  و از این به بعد هم خلق نخواهد شد و  این باعث داشتن یک حس عالی درونی و افزایش اعتماد به نفس خواهد شد.