[vc_row]

عزت نفس چیست؟ کمبود عزت نفس چیست؟ چگونه عزت نفس را افزایش دهیم؟

عزت نفس چیست و چه کاربردهایی در زندگی ما دارد؟

کمبود عزت نفس چه نقشی در زندگی ما میتواند داشته باشد؟

آیا عزت نفس و اعتماد به نفس یکی هستند و یا با هم فرق دارند؟

و اگر با هم فرق دارند، چه رابطه ای بین آنها برقرار است؟

و آیا عزت نفس مهمتر است و یا اینکه اعتماد به نفس مهمتر است؟

[/vc_column]
عزت نفس
[/vc_row]

تعریف عزت نفس:

عزت نفس یعنی من باور دارم که ذاتا انسان ارزشمندی هستم و لایق یک زندگی خوب هستم و قادر هستم برای دستیابی به این زندگی خوب تلاش کنم و به نتایج عالی برسم و از طرف دیگر میدانم مانند هر انسان دیگری کمبودها و نواقصی دارم که میتوانم جهت بهبود آنها قدم بردارم و خوشبخت و شاد زندگی کنم.

تفاوت عزت نفس و اعتماد به نفس چیست؟

بسیاری از ما این دو کلمه را یکی میدانیم و فرق زیادی بین آنها قائل نیستیم، ولی با هم متفاوت هستند و ما در اینجا به این اختلاف اشاره خواهیم کرد:

اعتماد به نفس یا Self-Confidence به طور کاملا خلاصه به این معناست که شخص به توانایی ها و توانمندیهای خودش باور داشته باشد.

عزت نفس یا Self-esteem شناخت ارزشهای درونی خودمان است به اضافه شناخت محدودیتها خود و ایمان به ارزشمندی خود با داشتن هر گونه نقص و محدودیت است.

عزت نفس، قیمتی است که خودمان روی کل وجود خود میگذاریم و میگوییم چقدر ارزشمند هستیم.

عزت نفس بیشتر به حس بنیادی که شخص در درون خودش دارد اشاره میکند. یعنی طرز تلقی شخص از ارزشهای درونی خودش که چه اندازه برای افکار بنیادیش ارزش قائل است. چه اندازه برای احساسات خودش ارزش قائل است و چه اندازه رفتار خودش را درست و منطقی میداند.

انسانی که عزت نفس خوبی دارد، نیاز به هیچ مدرک تحصیلی یا شغل خاص یا منصب خاصی برای ارزشمند دانستن خود ندارد.

اعتماد به نفس بیشتر در مورد اعتقاد داشتن به توانایی خود در انجام کار یا کارهایی به کار میرود. مثلا ممکن است من سخنران خوبی باشم ولی در مورد کار با کامپیوتر چیز زیادی بلد نباشم.

در این حالت من وقتی میخواهم سخنرانی کنم، اعتماد به نفس بالایی دارم ولی وقتی بخواهم با کامپیوتر کار طراحی انجام دهم، اعتماد به نفسم پایین باشد.

در نظر کلی میتوان گفت: عزت نفس پایه و اساس اعتماد به نفس است.

چرا داشتن عزت نفس مهم و حیاتی است؟

وقتی انسان به ارزشهای درونی خودش واقف باشد و محدودیتهای خود را هم بشناسد و از همه مهمتر اینکه خودش را با همین شرایطی که دارد بپذیرد و خودش را ارزشمند محسوب کند، یک زندگی خوب، شاد و ارزشمند خواهد داشت.

در غیر این صورت دچار مشکلات بسیاری خواهد شد که به چند نمونه از آنها اشاره میکنیم:

  • بعضی از عوارض کمبود عزت نفس:

  •      کمبود عزت نفس باعث استرس و اضطراب در انسان خواهد شد.
  •      باعث تنها ماندن و در نتیجه مستعد شدن به افسردگی خواهد شد.
  •      برقراری ارتباط با افراد دیگر به شدت مشکل و سخت خواهد شد.
  •      برقراری رابطه عاشقانه و احساسی به شدت مشکل و سخت خواهد شد.
  •      امکان پیشرفت در امور شغلی را به خطر خواهد انداخت.
  •      امکان پیشرفت در امور تحصیلی را به خطر خواهد انداخت.
  •     امکان لذت بردن از زندگی را کم و کمتر خواهد کرد.
  •     امکان ارتباط با مواد مخدر و یا الکل را در شخص بالا خواهد برد.

بعضی از علائم نداشتن عزت نفس کافی:

  1- قدرت کم برای تصمیم گیری به صورت شخصی:

وقتی کمبود عزت نفس داریم و در نتیجه برای ارزشهای درونی خود اهمیت زیادی قائل نخواهیم بود.

این ارزشها مثل طرز تفکر مان یا نگرش مان یا تجربیات زندگیمان یا ایده هایمان  و موارد دیگری است که جمع آنها نشان دهنده هویت و شخصیت منحصر به فرد ما خواهد بود.

وقتی این حالت را تجربه میکنیم، اگر قرار باشد برای موضوعی تصمیم گیری کنیم، بیشتر از آنکه به تصمیمات خودمان وابسته باشیم به تصمیمات دیگران وابسته خواهیم بود.

علت این است که فکر میکنیم دیگران از ما ایده های بهتری دارند و یا از ما بهتر فکر میکنند ویا تجربیات بهتری از ما دارند. یعنی دیگران و نظرات آنان برای ما ارزشمند تر است.

2-مقایسه دائمی خود با دیگران:

افرادی که عزت نفس پایین دارند به طور دائم در حال مقایسه خود با دیگران هستند.

این مقایسه در بسیاری از موارد زندگیشان مشاهده میشود. اگر در این مقایسه حس برنده بودن داشته باشند که خیلی خوب است و حال خوبی پیدا میکنند.

ولی اگر در این مقایسه حس شکست پیدا کنند، شروع به تخریب زمین و زمان میکنند تا بتوانند این شکست را برای خودشان به نوعی توجیه کنند.

بطور مثال اگر یک ماشین جدید بخرند، وقتی که به یک میهمانی میروند سعی می کنند آنرا به دیگران به خوبی نشان دهند.

و اگرببینند کسی ماشینی مثل آنها ندارد، حس خوبی پیدا میکنند و حال خوبی خواهند داشت.

ولی اگر کسی ماشین بهتر داشته باشد، فورا برچسب همه دزد هستند و معلوم نیست ، پول این ماشینها از کجا می آید را بزنند تا کمی آرام شوند.

عزت نفس
   3- عدم تعادل در روابط با دیگران:

اشخاصی که عزت نفس پایین دارند در برخورد با افراد مختلف با شرایط اجتماعی مختلف، برخوردهای بسیار متفاوتی دارند.

یعنی وقتی به شخصی از طبقه اجتماعی پایین تر از خودش برخورد کند، خود را بسیار بالاتر و سرتر حس کرده و حال خوبی پیدا میکنند و رفتاری را نشان میدهند که بیانگر این بالاتر بودن است.

و برعکس وقتی به شخصی بالاتر از خودشان برخورد میکنند، رفتارهای بسیار خاصی از خود نشان میدهند.

اول اینکه ممکن است حالت تهاجمی به خود گرفته و سعی میکنند در جبران کمبودی که در ذهن دارند را با رفتار تهاجمی جبران کند.

دوم ممکن است به شدت احساس کمبود کنند و احساس نارضایتی شدید از شرایط خود پیدا کنند و ضمنا دچار مشکل حسادت هم خواهند شد.

4- عدم انتقاد پذیری:

افرادی که عزت نفس پایین دارند به شدت نسبت به انتقادات دیگران حساس هستند .

وقتی انتقادی از آنها میشود، به جای اینکه به موضوع فکر کنند به دلیل چرایی انتقاد و شخص منتقد فکر میکنند.

فرض بفرمایید که خانمی  لباسی جدید خریده است و به یک میهمانی رفته است. در این میهمانی افراد مختلفی با سلیقه های مختلف وجود دارند که ممکن است در مورد لباس این خانم اظهار نظر کنند.

اگر شخصی از لباس خانم تعریف کند، ایشان بسیار خوشحال شده و آن فرد را انسانی با کلاس در نظر میگیرند.

ولی اگر شخصی از لباس انتفاد کند، به شدت از این موضوع ناراحت میشوند و یا از ناراحتی به خودشان می پیچند و یا به شدت در برابر این اظهار نظ جبهه میگیرند.

در حالیکه یک شخص با عزت نفس بالا، وقتی با انتقادی مواجه میشود، انرا فقط یک نظر شخصی میبیند و اگر برایش مفید باشد استفاده میکند وگرنه موضوع را فراموش میکند و میگوید: این سلیقه من است و من از آن راضی هستم.

5- از دیگران مرتب انتقاد میکنند.

افرادی که عزت نفس پایین دارند، به طور مرتب در حال انتقاد کردن از دیگران و گیر دادن به بقیه هستند.

اگر به رستوران بروند، از رستوران یا گارسن انتقاد میکنند.

اگر مغازه دار باشند، دائم از شرایط اقتصادی انتقاد میکنند.

اگر یک کارمند باشند، از وضعیت اداره یا شرکت انتقاد میکنند.

اگر مدیر باشند، از کارمندان و زیر دستان خودشان انتقاد میکنند.

و خلاصه در هر جا و شرایطی که باشند موضوعی برای انتقاد کردن وگیر دادن به دیگران پیدا خواهند کرد.

عزت نفس

6- از رفتارهای دیگران،برداشت منفی دارند:

افرادی که عزت نفس پایین دارند، از رفتارهای دیگران برداشتهای منفی دارند و آنرا به حساب خودشان منظور میکنند.

مثلا شخصی با دوستش برای ساعت 4 قرار ملاقات دارد. ولی دوستش سر ساعت به قرار ملاقات نمیرسد. حال اگر شخص عزت نفس پایین داشته باشد، موضوع را به خودش نسبت میدهد. مثلا میگوید: برای من ارزش قائل نیست وگرنه سر وقت می امد.

در حالیکه ممکن است، برای دوستش مشکلی پیش آمده باشد. مثال در ترافیک گیر کرده باشد و یا اتفاقی افتاده که نتوانسته سر وقت برسد و این موارد هیچ ربطی به این فرد ندارد. ولی او برداشت منفی میکند.

7- به طور مرتب نیاز به تایید دیگران دارد.

یکی دیگر از علائمی افرادی که  عزت نفس پایین دارند این است که برای بیشتر امور زندگی نیاز به تایید دیگران دارند.

اگر یک لباس جدید میخرد،  همکاران یا خانواده یا دوستانش باید تایید کنند.

اگر در شرکت طرحی میدهد، رئیس و همکاران و دوستان باید آنرا تایید کنند.

اگر رئیس یک مجموعه باشد و در جلسه حرفی میزند بقیه باید آنرا تایید کنند.

اگر پدر یا مادر است و در خانه حرفی میزند، بقیه افراد خانواده باید تایید کنند.

این نیاز به تایید دائمی که این افراد دارند، ریشه در نداشتن اعتقاد به ارزشمند بودن خود شخص است. یعنی اگر فردی خود را اررشمند بداند و نظرش برای خودش مهم باشد، دیگر نظرات دیگران برایش در درجات بعدی اهمیت قرار خواهد گرفت.

8- همیشه خود را مقصر میدانند.

نمیدانم برایتان پیش امده با دوستی به خیابان بروید و ناگهان پای شما لیز بخورد و شما به زمین بخورد و دوستان بگوید: وای ببخشید تقصیر من بود.

یا با دوستی در مسیر رفتن به جایی هستید و دوست شما میگوید این کوچه خلوت است. وقتی وارد کوچه میشوید، میبینید که کوچه به علت تعمیرات باریک شده و شلوغ است. دوست شما فورا شروع به معذرت خواهی میکند.

یکی از علائم کمبود عزت نفس  این است که فرد  همیشه خود را مقصر میدانند و به سرعت آماده معذرت خواهی است.

9- همیشه دیگران را مقصر میداند.

خانم و اقایی را در نظر بگیرید که برای طلاق گرفتن به دادگاه مراجعه کردند. اگر به سراغ آنها بروید و در مورد اینکه چه کسی مقصر است سوال بپرسید.

در بیشتر مواقع طرف مقابل را مقصر صد در صد معرفی میکننند و میگویند من در این رابطه تمام تلاشم را انجام داده ام و هیچ تقصیری متوجه من نیست.

این هم یکی از نشانه های عزت نفس پایین است. یعنی شخص هیچ سهمی در شکست خوردن موضوعی برای خودش قائل نیست و تمام تقصیرها را به گردن دیگران می اندازد.

در حالیکه محال است در یک رابطه دو طرفه که به شکست رسیده است، یکی صد درصد مقصر باشد و دیگری اصلا تقصیری نداشته باشد.

اگر ما هم تمام مشکلات زندگی خود را ناشی از کارهای دیگران میدانیم و خود را کاملا بی گناه در نظر میگیریم به احتمال زیاد به عزت نفس پایین دچار هستیم.

10- اعتماد به نفسشان به سرعت کم میشود.

افرادی که کمبود عزت نفس دارند، وقتی شرایط کمی از حالت عادی خارج شود، به سرعت اعتماد به نفسشان کاهش می یابد.

بطور مثال از من دعوت شده است که برای چند نفر در مورد موضوعی سخنرانی کنم. من هم خودم را کاملا اماده کرده وبه جلسه میروم. در جلسه شرایط آنطور که دوست دارم پیش نمیرود و مثال در حین صحبت چند توپوق هم میزنم.

حالا اگر عزت نفس من کم باشد، وقتی که با خودم تنها میشوم و گفتگوی درونی من شروع میشود. احتمالا این حرفها را به خودم خواهم زد:

گند زدی. تو هیچوقت هیچکاری را درست انجام نمیدهی.

تواصلا استعداد سخنرانی نداری. دیگه این کار را نکن.

دیدی چند نفر داشتند بهت میخندیدند. حسابی ضایع شدی.

در حالیکه اگر من عزت نفس بالایی داشته باشم و احساس ارزشمندی درونی داشته باشم. احتمالا این گفتگوی درونی را خواهم داشت:

خیلی عالی نبود ولی برای شروع بد هم نبود.

چند تا توپوق داشتم و کلیت کار خوب بود.

نکات خوبی برایشان گفتم ولی برای بهبود باید بیشتر کار کنم.

بنابراین اگر حس ارزشمندی درونی داشته باشیم، حتی اگر در موردی عالی هم نباشیم، نگران نخواهیم شد و در جهت بهبود تلاش خواهیم کرد.

11- در مورد دیگران قضاوت افراطی دارند.

افراد با عزت نفس پایین، دنیا و افراد را سیاه وسفید می بینند.

به همین علت در مورد دیگران قضاوتهای افراطی انجام میدهند.

اگر به یک نفر پول قرض داده باشد و او در پرداخت پول تاخیر کند به سرعت در موردش قضاوت منفی انجام میدهد. مثلا میگوید مثل اینکه نمیخواهد پول مرا پس بدهد. اصلا اینها فامیلا ادمهای مال مردم خوری هستند. من احمق را بگو که گول ظاهر ساده اش را خوردم.

اگر به یک شهر غریبه برود و در آن شهر مثلا کیف پولش را دزد ببرد، به سرعت در مورد تمام افراد آن شهر قضاوت منفی انجام میدهد و میگوید در شهر فلان جا همه دزد هستند.

در حالیکه باید همه ما بدانیم، دنیا نه سیاه است ونه سفید. دنیا در بسیاری از امور خاکستری است و مردم هم در دنیا باید خاکستری ببینیم و هیچ کس نه سیاه مطلق است و نه سفید مطلق است.

عزت نفس

12- در روابطشان هم  دچار افراط و تفریط هستند.

اگر افرادی را میشناسید که در روابط خود دچار افراط و تفریط هستند و اگر خودتان هم جزو همین گروه هستید، احتمالا موضوع کمبود عزت نفس است.

خیلی از خانمها و یا اقایان وقتی با همسرشان جر و بحث میکنند، دنیا را تمام شده می بینند و شروع به بدگویی از همسرشان میکنند و میگویند دیگه نمیتوانم باهاش زندگی کنم و جملاتی مثل این را میگویند. ولی عصر آنروز که آرام میشود خودش به سراغ همسرش می رود وشروع به خواهش و تمنا  و اظهار لطف زیاد میکند.

یا اگر کارمندی داشته باشد که در سالن او را دیده است و فراموش کرده به او سلام بدهد، به سرعت از ناراحت میشود و با شدت و عصبانیت با او برخورد میکند. حالا اگر متوجه شود که او جزو کارمندان خوب شرکت است، ناگهان 180 درجه تغییر موضع میدهد و تبدیل به یک انسان بسیار مهربان میشود.

13- عدم توانایی برای تغییرات در هر زمینه

افرادی که عزت نفس پایین دارند، در برابر تغییرات به هر نحوی که باشد، مقاومت میکنند.

این تغییرات  در کمترین نوع آن میتواند یک جابجایی در دکور منزل باشد تا تغییرات مربوط به محل زندگی یا شغلی که دارند.

خودشان را به یک سبک زندگی عادت میدهند و از آن به بعد در همین روش باقی خواهند ماند و در برابر هر تغییری مقاومت میکنند. ولی از این موضوع غافل هستند که انسان به شدت به تغییر و تنوع نیازمند است.

دوستی داشتم که دوست داشت یک ساز موسیقی یاد بگیرد. سالهای بسیار زیادی را در فکرش بود ولی در نهایت به دلیل اینکه مجبور بود برای اینکار به کلاس برود و تمرین کند و تغییراتی در زندگیش ایجادکند، انرا رها کرد.

سالها قبل شنیدم که علم هر 30 سال یکبار، تحول اساسی پیدا میکند.

بعدا با افزایش سرعت علم، این زمان به 3 سال رسید

و در حال حاضر به 3 ماه رسیده است.

این به این معنا است که هر چیزی که شما 3 ماه پیش میدانستید و کاملا به نظر درست می آمد در حال حاضر ممکن است به علت تغییرات کلی، کاملا مردود باشد.

بنابراین کسانیکه به علت عزت نفس پایین، در برابر تغییرات مقاومت میکنند، خیلی زود از قافله زندگی عقب خواهند ماند و به یک فرد بیسواد تبدیل خواهند شد.

عزت نفس

14- داشتن اضطراب در روابط  اجتماعی:

یکی دیگر از علائم و عوارض کمبود عزت نفس، داشتن اضطراب در روابط اجتماعی است.

فرض بفرمایید مرا به یک میهمانی دعوت کرده اند. وقتی که وارد این میهمانی میشوم، متوجه میشوم که هیچ کس را در آنجا نمیشناسم و با همه غریبه هستم.

حال اگر من عزت نفس پایینی داشته باشم، فورا به خودم میگویم: چرا آمدم؟ من که کسی را نمیشناسم. حالا تا آخر میهمانی باید یک گوشه بشینم و خجالت بکشم. نگاه کن سر و وضع میهمانها هم به من نمیخورد و هیچ ربطی به هم نداریم. بهتر است که زودتر یک بهانه پیدا کنم و بروم.

ولی اگر عزت نفس بالایی داشته باشم، نه تنها از این موضوع ناراحت نمیشوم و نگران هم نمیشوم، بلکه از این موضوع استقبال هم میکنم و به سراغ بقیه میروم و ارتباطات جدیدی را ایجاد میکنم.

علت این است که من خودم را ارزشمند میدانم و همین که مرا به آنجا دعوت کرده اند، برای  من نشانه ارزشمندی من است. پس اگر حتی کمی معذب هم باشم باز به دلیل همین حس ارزشمند، وارد جمع میشوم و کم کم ارتباطات جدیدی ایجاد میکنم.

15- ناراحتی و نارضایتی از رشد و پیشرفت دیگران:

اگر از رشد و پیشرفت دیگران ناراحت میشود.

اگر دائم نگران پیشرفت و موفقیت دیگران هستید.

اگر بخاطر رشد و پیشرفت دیگران، به آنها حسادت میکنید.

اگر وقتی  از پیشرفت دیگران نزد شما صحبت میشود، ناراحت میشوید.

بیانگر این موضوع است که شما کمبود عزت نفس دارید و رشد دیگران شما را ناراحت میکند.

علت اینکه در این حالت ما حسادت میکنیم و یا ناراحت میشویم، چیست؟

موضوع این است که اگر ما حس ارزشمندی درونی داشته باشیم، نیاز به هیچ عامل خارجی برای درک این حس نخواهیم داشت.

ولی اگر این حس ارزشمند بودن را از خارج از وجود خودمان دریافت میکنیم، مثلا ارزشمندی ما به خاطر زیبایی ما است. یا ارزشمندی ما به خاطر پولمان و ثروتمان است. یا ارزشمندی ما به خاطر مقام و پست مان هست.

در این حالت اگر کسی مرتبه بالاتر از ما داشته باشد، ما فکر میکنیم، نزد دیگران در حال حاضر این شخص ارزشمند تر است و ارزشمندی ما کاهش یافته است.

به همین دلیل  حس خوبی نخواهیم داشت و یا اینکه حس حسادت به ما دست خواهد داد.

16- کمبود عزت نفس باعث اضطراب احساسی میشود.

اجازه بدهیدیک داستان برای شما تعریف کنم: در دانشگاه دوستی داشتم که به شدت گوشه گیر و خجالتی بود و عزت نفس بسیار پایینی داشت.

ایشان عاشق یکی از زیباترین دخترهای همکلاسی شده بود. ولی به علت همین عزت نفس پایین، به هیچ وجه به خودش اجازه نمیداد قدم جلو بگذارد.

بلاخره با واسطه یکی از دوستان با این خانم ارتباط برقرار کرد و در عین تعجب همه بچه های دانشگاه، همدیگر را پسندیدند و بعد از 2 ماه ازدواج کردند.

همه فکر میکردند دوست ما در عرش زندگی میکند ولی اینطور نبود و در عین ناباوری، حدود یک سال بعد از هم جدا شدند.

علت فقط یک چیز بود.این دوست ما چون خودش را ارزشمند نمیدانست و لایق برای ازدواج با این خانم نمیدانست، بعد از ازداوج شک و تردید به سراغش آمد.

چرا این خانم با من ازدواج کرده است؟ حتما یک موضوعی وجود دارد که من نمیدانم. شروع به سرکشی در زندگی گذشته خانمش و نظارت 100 درصدی در زندگی کنونی نمود. به خانمش اجازه خارج شدن به تنهایی از منزل را نمیداد

و این کار را انقدر ادامه داد که زندگی را برای خانمش و خودش جهنم کرد و در نهایت خانمش نتوانست تحمل کند و از او جدا شد.

تمام اینها به این دلیل بود که این دوست ما خودش را لایق همسرش نمیدانست و با دست خودش همه چیز را خراب کرد.

مواردی که گفته شد، فقط تعدادی محدود از نشانه های کمبود عزت نفس است. این مشکل باعث مشکلات بسیار زیاد روحی و بدنبال آن جسمی خواهد شد. بنابراین یاد بگیریم، چگونه عزت نفس مان را افزایش دهیم تا بتوانیم یک زندگی شاد و آرام داشته باشیم.

عزت نفس

انسان با عزت نفس بالا، چه خصوصیات و علائمی دارد؟

 

  1-احساس امنیت دارند.

یکی از بهترین فواید داشتن عزت نفس بالا این است  که  فرد احساس امنیت درونی دارد.

وقتی این خصوصیت در انسان باشد،  امور جاری زندگی به راحتی نمیتوانند در او احساس عدم امنیت ایجاد کنند.

این امنیت ناشی از این است که من به ارزشمندی درونی خودم واقف هستم. بنابراین مواردی که ممکن است دیگران

را به شدت دچار استرس واضطراب کند، روی من اثر زیادی نخواهد داشت.

فرض بفرمایید، همسر شما در یک شرکت کار میکنید. برای شما یک همکار جدید می آید که دقیقا کار شما را انجام

میدهد. در این حالت:

  • اگر عزت نفس شما کم باشد، احساس ترس و عدم امنیت خواهید کرد.  سعی میکنید، خیلی به او میدان ندهید

و کارها را با او یاد ندهید که یک روز جای شما را نگیرد.

  • اگر عزت نفس شما زیاد باشد، به علت اینکه میدانید انسان ارزشمندی هستید،  نه تنها نگران نمیشوید،  بلکه با

او دوست میشوید و کارها را هم به او یاد خواهید داد و نگران جانشینی او نخواهید شد.

   2- برای نظر خود ارزش قائل هستند و آنرا ابراز میکنند:

اشخاص با عزت نفس مناسب، برای رای خودشان به عنوان یک انسان ارزش قائل هستند و  آنرا ابراز میکنند.

  • این به معنای دیکتاتوری و تحمیل کردن نظر خودمان به دیگران نیست.
  • فقط به معنای آن است که من به عنوان یک انسان مستقل نظرم را ابراز میکنم.

به طور مثال:

  • در یک جمع دوستانه هستیم و میخواهیم برای تفریح بیرون برویم، بیشتر دوستان میخواهند که به شهر بازی بروند ولی شما دوست دارید که که به پارک بروید.
  • در این حالت شما نظر خودتان را بیان خواهید کرد، شاید پذیرفته شود شاید هم پذیرفته نشود.  و شما هم به نظر جمع احترام خواهید گذاشت.  ولی مهم این است که نظر خودتان را بیان میکنید.

  3- اشتباهات خود را به راحتی می پذیرند.

افرادی که عزت نفس بالا دارند،  به راحتی اشتباهات خود را می پذیرند و روی آنها اصرار و پافشاری نمیکنند.

علت این است که:

  • آنها میدانند،  که هیچ انسانی کامل و بدون اشتباه نیست.  بنابراین اگر مرتکب اشتباهی شوند،  آنرا به

همین موضوع نسبت میدهند و  البته سعی میکنند با کسب تجربه از این موضوع،  دیگر مرتکب این اشتباه

نشوند.

  • برعکس افراد که  عزت نفس پایین دارند،  از پذیرش اشتباهات خود خودداری میکنند.  چون فکر میکنند
  • آنها باید یک انسان کامل به تمام معنا باشند  و  هیچ وقت نباید دچار اشتباه شوند.  به همین علت از پذیرش

اشتباهات خود خودداری کنند.

عزت نفس

   4- ارتباطات دوستانه و مهربانانه با دیگران دارند.

افرادی که عزت نفس بالایی دارند،  با انسانهای اطراف خود ارتباط خیلی دوستانه و پر از محبت دارند.

  • از اینکه به دیگران کمک بکنند،   احساس خوبی دارند.
  • این محبت بدون چشم داشت به جبران از طرف مقابل است
  • از برقراری ارتباط جدید با افراد دیگر به خوبی استقبال میکنند.
  • آنها از اینکه به دیگران محبت بکنند،  احساس بسیار خوبی دارند.
  • این حس خوب درونی است،  نه اینکه به صورت ظاهری  و نمادین باشد.
  • این احساس خوب را به همه فارغ از پست و مقام و جایگاه اجتماعی،  طرف مقابل دارند.

   5- از پیشرفت دیگران خوشحال میشوند.

انسانهای که عزت نفس بالا دارند،  از اینکه اطرافیانشان رشد و پیشرفت کنند:

  • از رشد و پیشرفت دیگران نه تنها ناراحت نمیشوند.
  • بلکه از ته دل حس خوب و لذت بخشی پیدا میکنند.
  • علت این است که این افراد، خود را با دیگران مقایسه نمیکنند.
  • وقتی شخص خودش را با دیگران مقایسه میکند،  رشد و پیشرفت دیگران به معنای،  عقب ماندن فرد خواهد بود.
  • ولی وقتی شخص،  خودش را فقط با  خودش مقایسه میکند.   رشد و پیشرفت دیگران او را ناراحت نمیکند.

   6- مراقب ارتباطات خود با افراد دیگر است.

وقتی ما خود را ارزشمند میدانیم،  آنگاه:

به شدت مواظب و مراقب ارتباطات خود با دیگران خواهیم بود.

یک انسان ارزشمند میداند، هر فرد در زندگی شبیه 5 نفری میشود که دائم با آنها در ارتباط است.

بنابرین :

  1. با افراد منفی ارتباط برقرار نمیکند.
  2. با افرادی حسود ارتباط برقرار نمیکند.
  3. با افراد تنبل و اهمال کار ارتباط برقرار نمیکند.
  4. با افرادی که پشت سر بقیه صحبت میکنند، ارتباط برقرار نمیکند.
  5. با افرادی که دائم آه و ناله میکنند،  ارتباط برقرار نمیکند.
  6. از تماشای فیلمهای منفی و بد خودداری میکنند.
  7. از دیدن اخبار منفی و آزار دهنده خودداری میکنند.
  8. و….. به هرشکل ممکن سعی میکنند ، ارزشمندی خود و روح شان را حفظ کنند.
عزت نفس

   7- از دیگران به راحتی تعریف و تمجید میکنند:

افرادی که عزت نفس بالا دارند،  به راحتی میتوانند از دیگران به هر دلیل تعریف و تمجید کنند.مثل:

  1. از همسر خود به راحتی تعریف و تمجید میکنند.
  2. از فرزندان خود به راحتی تعریف و تمجید میکنند.
  3. از همکاران خود به راحتی تعریف و تمجید میکنند.
  4. از دوستان خود به راحتی تعریف و تمجید میکنند.
  5. حتی از افرد غریبه که کار خوبی انجام میدهند، خود به راحتی تعریف و تمجید میکنند.

علت اینکه این افراد به راحتی از دیگران تعریف میکنند ، این استکه میدانند همه انسانها ذاتا ارزشمند هستد و میدانند شاید حتی یک کلمه تعریف و تمجید ازکار خوب دیگران، باعث تشویق آنها شود.

و همین موضوع باعث شود،  بقیه انسانها هم به ارزشمندی خود پی ببرند و در نتیجه جامعه اطرافش حس و حال بهتری پیدا کند.

 8- از دیگران به راحتی تشکر میکنند.

افرادی که کمبود عزت نفس ندارند،  یک خصوصیت عالی دیگر هم دارند.

به راحتی و با لذت تمام از کارهای خوب و مثبت دیگران تشکر و قدردانی میکنند.

  1. از همسر خود به راحتی و لذت تمام تشکر میکنند.
  2. از فرزندان خود به راحتی و لذت تمام تشکر میکنند.
  3. از دوستان خود به راحتی و لذت تمام تشکر میکنند.
  4. از همکاران خود به راحتی و لذت تمام تشکر میکنند.
  5. حتی از یک غریبه هم به راحتی و لذت تمام تشکر میکنند.

تشکر کردن،  حس مثبت بسیار خوبی هم به تشکر کننده و هم کسی که از او تشکر شده میدهد.

این تشکر قلبی است و فقط به خاطر همان موضوع مثبت است

نه به خاطر چاپلوسی و یا آینده نگری و یا هر دلیل غیر خالص دیگر است.